يحيى دولت آبادى

90

حيات يحيى ( فارسى )

رسيدم علماء دعا ميكنند شاه پاكتى را كه بدست صدراعظم است با رعشه شديد بدست گرفته بدست نظام الملك كه مخاطب سلام است و پيش رو ايستاده ميدهد و ميگويد اين نطق ما است بخوان نظام الملك ورقه را از پاكت درآورده صورت نطق شاه را ميخواند نطق شاه كه خوانده شد مجلس پايان مييابد شاه را مىبرند سفراء روانه ميشوند علماء ميروند در يكى از عمارتهاى دربار مينشينند نائب السلطنه و صدراعظم و وزير دربار و جمعى از رجال دولت موافق و مخالف آنجا جمع ميشوند خطابه‌هاى تبريك‌آميز خوانده مىشود و مجلس منقضى گشته از همانساعت وكلاء ميروند بمدرسه نظام در اطاق موقتى مجلس - نشسته بانتخاب رئيس و مذاكرات لازم ميپردازند و بموجب نظامنامه در دفعه اول اكثريت وكلاى طهران براى مذاكره كافى است و رسميت دارد در شب همان روز نگارنده لوحه‌هاى با خط نستعليق جلى نوشته شده حاضر كرده خود بمدرسه نظام برده پولى بقراولها داده در را ميگشايند و همراهى ميكنند لوحه‌ها در سر اطاقها نصب مىشود اطاق مجلس اطاق دفتر - اطاق پذيرائى و غيره صبح كه مردم ميآيند خوشحال ميشوند بىآنكه بدانند كار كيست و هنوز آن لوحه‌ها در انبار مجلس باقيمانده است . خلاصه از آن روز ببعد بيشتر ايام مجلس منعقد است نظامنامه اساسى مجلس را مينويسند مذاكرات لازم را ميكنند و انتظار ورود وكلاى ولايات و سعد الدوله را دارند ( سعد الدوله ميرزا جواد خان پيرمرد شصت ساله از دانشمندان عصر است سالها در سلك مأمورين وزارت خارجه خدمت نموده و مدتها به سمت وزير مختارى در ممالك خارجه بوده مدتى وزارت تجارت را داشته و تأسيسات خوب در آنوزارتخانه نموده مدتى است كه بواسطه ضديت عين الدوله با او به وضع ناشايست از طهران بيزد تبعيد شده و بالاخره در يزد قصد كشتن او را داشته‌اند او ناچار شده بتلگرافخانه انگليس پناه برده تا موقع عزل عين الدوله در آن تلگرافخانه متحصن بوده است اينك از طرف ملت بوكالت مجلس انتخاب شده و انتظار ورودش را دارند ) و هم در اين مقام از روزنامه مجلس و بىاعتدالى كه در اين كار بر من مىشود چيزى بنويسم تا خوانندگان از اخلاق مردم زمان ما بيشتر آگاه شوند .